متخصصان اطلاعاتي
متخصص اطلاعات مي توانند مساعدتهايي را درهرمرحله از فرآيند حل مسأله انجام دهند. وقتي مسائل شناسايي شدند متخصصين اطلاعات مي توانند براي درك آنها به استفاده گران كمك نمايند. درطي بيست وپنج سال اول پيدايش رايانه تنها مسئوليت متخصصين اطلاعات، پياده سازي سيستم ها براي استفاده گران بود. متخصصين، دانش فني را ارائه مي كردند كه استفاده كنندگان يا فاقد آن ويا به دلايل گوناگون قادربه تأمين آن نبودند. اين نوع فعاليت هنوزبه عنوان وقتگيرترين بخش كارمتخصصين اطلاعات به شمار مي رود. متخصصين، تمام سيستم هاي داده پردازي، طراحي هاي بزرگتر وپيچيده تر سيستم اطلاعات مديريت وسيستم پشتيباني تصميم سيستم هاي اتوماسيون اداري مبتني بررايانه وكليه سيستم هاي خبره رااجرا مي نمايند متخصصان اطلاعاتي كه كارآنها ارائه خدمات اطلاعاتي است شامل واحدهايي چون تحليل گر سيستم ها، مديران پايگاه، داده متخصصان شبكه، برنامهنويس ها واپراتورها مي باشند:
1-تحليل گرسيستم ها: شخصي كه با استفاده گر، كارمي كند تحليل گر سيستم ها است. تحليل گرسيستم ها به استفاده گر درشناساييي ودرك مساله كمك نموده وسپس راههاي مختلف حل مسائل رامورد توجه قرارمي دهد. هرروش مقدمتاً با استفاده از نمودارهاي ترسيمي مستند وروشي كه بهترين حالت به نظر مي رسد، پيشنهاد مي گردد استفاده گر درمورد اجراي نظريه تحليل گر سيستم ها تصميم گيري مي كند . تحليل گران سيستم ها درتعريف مسائل وآماده كردن اسناد نوشته شده درمورد چگونگي كمك رايانه درحل مسائل مهارت دارند. البته بايد درنظرداشت كه كارتحليل گرسيستم تحليل سيستم نيست. تحليل سيستم بررسي سيستم موجود براي طراحي يك سيستم جديد يا كمبود يافته مي باشد
2-مديران پايگاه داده (DBAS): دراوايل سالهاي دهه 1970 توجه به پايگاههاي اطلاعاتي بقدري زيادشد كه شغل جديدي بنام مدير پايگاه اطلاعات به وجود آمد مدير پايگاه اطلاعات مسئول ايجاد حفظ پايگاه اطلاعات است. هرموسسه اي داراي يك مدير پايگاه اطلاعات نبوده بلكه دريك سازمان بزرگ چند شخص ميتوانند اين عنوان راداشته باشند
بطوركلي كارباكاربران وتحليل گران سيستم هادرايجاد پايگاه هاي دادهاي كه شامل داده هاي موردنياز براي توليد اطلاعات كاربران مي باشد جزء وظايف مديران پايگاههاي داده مي باشد. يك پايگاه داده يك مجموعه يكپارچه از دادههاي رايانهاي است كه طوري سازماندهي وذخيره شده اند كه عمل بازيابي را تسهيل كند. اين يكپارچگي منطقي ركوردهادرچندين فايل، مفهوم پايگاه داده ناميده مي شود. دوهدف عمده مفهوم پايگاه داده كاهش داده هاي زايد ودستيابي به استقلال داده ها مي باشند. دادههاي زايد به اين معني است كه داده هاي يكسان درچندپرونده ذخيره شوند. استقلال داده ها توانايي تغييردادن درساختار داده ها بدون تغييردربرنامه هايي كه داده ها راپردازش مي كنند، مي باشد. استقلال داده ها با جاي دادن جزئيات داده ها درجداول وفرهنگهايي كه ازنظر فيزيكي از برنامه ها جداهستند، انجام مي گيرد. وقتي كه شركتي از مفهوم پايگاه داه ها پيروي ميكند سلسله مراتب داده ها چنين مي شود:
پايگاه داده -پرونده(فايل)-سند(ركورد)-عنصرداده
نرم افزاري كه يكپارچگي منطقي رادرپرونده ها ايجاد وحفظ مي كند چه بصورت آشكار ياپنهان، سيستم مديريت پايگاه داده ناميده مي شود. نمونه هايي ازسيستمهاي مديريت پايگاه داده كه دريك ساختار سلسله مراتبي بكار مي روند عبارتند از سيستم مديريت اطلاعات (IMS)، آ بي بي ام (IBM) وسيستم 2000اينتل (Intel) موج دوم نوآوري درسيستم هاي مديريت پايگاه داده براساس نرم افزار ارتباطي طرح ريزي شد واولين بسته به منظور ارائه به كاربران رايانههاي اصلي (mainframe) ارائه شد. مانند زبان پرسش ساختار/سيستم داده ها (SQL/DS) وپرسش بامثال (QBE) از IBM ونرم افزاراراكل (Oracle) از شركت نرم افزاري ارتباطي، بوجود آمدند. تقريباًدرهمان زمان( حدود 1980) تهيه كنندگان نرمافزارها شروع به توسعه بسته هاي نرم افزاري سيستمهاي مديريت پايگاه داده درمقياس كوچك براي بازار ريزرايانهها كردند. درطول سالهاي اخير توسعه سيستم هاي مديريت اطلاعات بربازار ريزرايانهها متمركز شده وساختار ارتباطي رابكاربرده است. مايكروسافت اكسس نمونه اي از سيستم مديريت پايگاه داده ارتباطي ريزرايانه مي باشد .يك كاربرد پايگاه داده مي تواند يك شخص يايك برنامه كاربردي باشد. شخص معمولاً پايگاه داده رااز طريق يك پايانه استفاده مي كند واطلاعات داده ها رااز طريق يك زبان پرسش بازيابي مي كند.
يك پرسش (query) تقاضاي اطلاعات ازپايگاه داده وزبان پرسش يك زبان مخصوص كاربرپسند ميباشدكه به رايانه امكان جواب به آن پرسش رافراهم ميسازد. بطور كلي يك متخصص اطلاعاتي كه مسئوليت پايگاه داده رابه عهده داشته باشد مديرپايگاه داده DBA ناميده مي شود. وظايف DBA چهارحوزه برنامهريزي، اجرا، اعمال وامنيت پايگاه داده مي باشد .
3-متخصصان شبكه: مدير شبكه، مديركارشناس درزمينه تخصصي ارتباطات اطلاعات است وسخت افزار ونرم افزار موردنياز را پيشنهاد مي دهد. مدير شبكه، اجراونگهداري سيستم ها را نيز هدايت مي كند. متخصصان شبكه با تحليلگران سيستم ها وكاربران، براي تأسيس شبكه ارتباطات داده ها كه منابع رايانهاي گسترده سازمان رابه هم وصل مي كند، كارمي كنند. مهارتهاي متخصصان شبكه، تركيبي از زمينه هاي رايانه وارتباط ازراه دور مي باشد. همه وسايل ارتباطي ورايانهي متصل به هم يك شبكه ناميده مي شوند. يك شبكه اساسي شامل يك پايانه ويك رايانهاي كه توانايي فرستادن ودريافت راداشته باشد؛ مودم هايي كه پيامها رااز حالت آنالوگ به ديجيتال واز ديجيتال به آنالوگ تبديل كنندويك مداري كه يك يا چندين كانال رافراهم مي آورد، مي باشد. انواع اصلي شبكه عبارتند از WAN براي شبكه گسترده ، LAN براي شبكه محلي وMAN براي شبكه هاي كلانشهرمي باشند. پيكربندي معمولي سختافزارهاي ارتباطاتي شامل چندين پايانه هستند. 5 نوع پايانه اصلي وجود دارند صفحه كليد، تلفن دكمه اي (شستي) (push-batton)، محل فروش، مجموعه داده ها وپايانه هايي براي اهداف خاص، واحدهاي كنترل خوشه اي، چندين پايانه رادريك محل كنترل مي كنند. مودمها به جز مواردي كه از تلفن دكمه اي به عنوان پايانه استفاده مي شود، هميشه موردنيازند. شبكه ها براي اشتراك زماني، پردازش توزيع شده ، يا ارتباط رايانهاي مراجع/سرور (خدمتگر) بكاربرده مي شوند. يك شبكه اشتراك زماني فقط شامل يك رايانه ويك شبكه پردازش توزيع شده شامل بيش ازيك رايانه مي باشند. يك شبكه مراجع/سرور امكان انجام كاربه صورت محلي مركزي رامي دهد. همه دستورات ونمونه هامي توانند از سرور به مراجعان تغييرجهت دهند. اماقسمتي از مديريت داده ها هميشه در سرور باقي مي ماند. نوع جديدي از شبكه ها باآمدن اينترنت رايج شده است كه بنام اينترانت معروف مي باشد. به طوري كه اينترنتي كه بصورت داخلي اطلاعات فقط خواندن، انتشارات الكترونيكي براي اعضا راقابل دسترسي سازد وامكان دسترسي پايگاههاي داده وگروههاي كاري رافراهم كند، اينترانت ناميده مي شود .
4-برنامه نويس ها:برنامه نويس شخصي است كه مستندات تحليل گر سيستم ها رابه عنوان يك راهنما به كارگرفته ودستورات برنامه كه باعث انجام عمليات لازم توسط رايانه مي شود را تهيه مي نمايد (مك لويد 78، 186). اكثر شركتها كه از رايانههاي بزرگتر استفاده مي كنند،كارمندان متخصص اطلاعاتي دارند. اكثر اين متخصصان درواحدهاي خدمات اطلاعاتي هستند امابيشتر آنها درقسمت كاربران مي باشند. وظيفه متخصصان طراحي سيستم هاي رايانهاي براي رفع نيازهاي خاص شركت مي باشد. محصول تلاشهاي آنهايك كتابخانه نرمافزاري از برنامه هاي معمول درشركت ميباشد كه به اين كار،كاربرنامه نويسي مي گويند كه نرم افزار خاص براي رفع نيازهاي خاص شركت كه ممكن است درديگر نرم افزارهاي ازپيش نوشته شده لحاظ نشده باشد طراحي مي كنند. امروزه عموماً استقبال ازنرم افزارهاي ازپيش نوشته شده بيشتر از طراحي نرم افزارهاي خاص براي يك شركت خاص مي باشد.
Mann kann ,des es sein
انسان میتواند باشد
Kann wie ,kann warum
میتواند چطور، میتواند چرا ؟
Die frage nach den seinne
معنی را سوال کردن
Hinterläßt warum,
چرا بیجا میگذرد
Nichts,wie er scheint,
هیچ چیزآنطوری که باید نیست
Aber alles wie du fühlst
امّا همه چیز آنطوری است که تو احساس میکنی.
Des alles kommt darauf an,
همه چیز بستگی دارد به
Wie das plannen könnt
چطور بتوانی برنامه ریزی کنی
(Leben – lust ,spürst du die leben – lust )
عشق به زندگی، عشق به زندگی را احساس میکنی.
Das einer nach dem anderen.
یکی پس ازدیگری
Wie das feuer vor dem krieg.
مثل آتش قبل از جنگ
Es ist immer den verstand
همیشه درک را قبل از
Der vor dem Fühlen kriegt
احساس به دست می آوری.
Holl dich auf die wehren,
اسلحه ها را بردار
weine einfach nur auf dich.
که شاید فقط برروی تو باشند.
(Liebe dich und deine nächsten,stelle dich ins licht.)
خودت ودیگران را دوست داشته باش ،درنور قرار بگیر.
Sie können deine seele,
آنها روح تورا دارند
Sich zu deinen weg,zu deinem licht,
راهت راببین ،نورت را ببین
Geh einfach in der dunkelheit,
به راحتی درتاریکی پابگذار
Du findest immer licht.
همیشه نورراپیدا میکنی
Keine angst vor dem himmel,
هراسی ازآسمان
Vor dem fliegen ,vor dem löwen,
پرندگان وشیران نداشته باش
Du schenkst hier dein leben,
تودراینجا زندگیت راهدیه میکنی
Du gebst es hier zurück.
تودراینجا آنرا برمیگردانی
(Lebens – lust ,spürst du die lebens-lust.)
عشق به زندگی، عشق به زندگی را احساس میکنی.
Liebe deinen körper,deine seele, Deinen geist
کالبدت را، روحت راوجانت رادوست داشته باش
Du fühlst dich von den sinnen,
تو معنی رادرک میکنی
Weil du endlich allest weißt.
زیرا تو آخر همه چیز را میدانی
Das leben schenkt dir alles,
زندگی به تو همه چیز راهدیه میکند
Eine Grenze gibt es nicht,
مرزی برای آن وجود ندارد
(Liebe dich und deine nächsten,Stelle dich ins licht)
خودت ودیگران را دوست داشته باش ،درنور قرار بگیر.
دراین زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه های خودرا
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جزء اناالحق نیست
کمال دار،برای من کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست
محمد علی بهمنی
مستقیم به روبرو نگاه میکنم همه جا تاریکه و صدای وزش باد تو درخت های بلند کاج گوشه ای از تنهایی رو پرمیکنه ،درهای پلمپ شده قهوه ای با چهارچوب های آبی و دیوارهای تا نیمه ازسنگ وبقیش سفید آدم رو وادار میکنه که به زمین چشم بدوزه وگاهی تعداد موزائیک ها رو بشمری گاهی با قدم ها روش بازی کنی ،قبلا فکر میکردم با تنهایی راحت کنار میام اما حالا ثانیه ها مثل گذر ساعت طولانی میشه ،رو در و دیوار نگاه میکنم مثل گلگیر کامیون ها هر گوشش یه چیزی نوشته : سلطان غم مادر، چون میگذرد غمی نیست و... ،خودم رو تو شیشه ای که نور لامپ تبدیل به آینش کرده نگاه میکنم یه کلاه که از بس برای سرم تنگه مثل کله قند روی سرم قرار گرفته با یک خودکار و دفترچه که دارم روش مینویسم تو دستام.
تو جیبم یه مقدار نخود و کشمیش ریختم که گاهی خودم رو مشغولش کنم ، تو این سکوت خیلی چیزهای به فکرم میاد اما نمیتونم بهش فکر کنم ! چند قدم به چپ و راست تکیه به دیوار مادر بزرگ تنها که هنوز نتونستم تو ایام عید ببینمش دلم میخواد بازفکر کنم به اولین ... همونی که خاطرش هیچ وقت از یادم نمیره اما شاید حتی به من فکرم نکنه ....... نگاهم به موزائیک های کف میفته و مورچه تنهایی که تو دل شب تو دنیای خودش در حال گذره ...